![]() |
![]() |
|
|
امشب یلداست .دوروبرم حسابی شلوغ است می خواهم سوال بردارم ورقه تصحیح کنم برای فردا غذا درست کنم یک برنامه برای دانشجویی بنویسم فال حافظ بگیرم ووو........ داشتم دنبال نوشته های گذشته خودم می گشتم برخوردم به نوشته ای که تاریخش ۳۰/۹/۶۶ بود یک شب یلدا که من خودم رو نصیحت کرده بودم برام جالب بود . این نوشته رو می گذارم برای دانش آموزانم که آن موقع هم سنشان بودم و دراین سن وسال همیشه بچه ها به دنبال غم وغصه و تنهایی و ازاین چیزها هستند . امیدوارم که غمها را فراموش کرده وبرای رسیدن به فردای بهتر تلاش کنند ........ -حالا برویم به ۱۸ سال قبل ------ ------ ------ ---------- --------- -------- ----------- شب است تاریک تاریک . فقط من هستم ویک شمع من می گویم و او می گرید .آه دنیای من چه تاریک است دلم گرفته می خواهم بگریم .می خواهم آنقدر گریه کنم که دردریای اشک غرق شوم اما کو اشک اشکم درگوشه چشمانم خشک شده آخر قلبم آنقدر سوخته که خاکستر شده ودیگراشکی برچشمانم جاری نمی سازد . آه چقدرتنهایم چرای دنیای من ازدیگران جداست اصلا من که هستم . مثلا امشب درازترین شب سال است امشب یلداست شب چله است ولی برای من همه شبها مثل هم هستند خاموش وسیاه مثل زندگی انسانهای بی کس وبدبخت شاید هم مثل زندگی خودم . احساس می کنم ازخودم متنفرم ازدرونم صدایی فریاد می کشد وهشدارم می دهد می گوید تا کی لیلا تا کی ... به خود بیا چه می کنی به زندگیت نگاه کن . توساکنی مثل مرداب راکد راکد . پوسیدی ازبس به یک حال ماندی چرا سعی نمی کنی ؟ چرا به سخنانم گوش نمی دهی چرا کرشدی چرا واقعیتها را نمی شنوی چرا نمی خواهی حقیقت را درک کنی . تو چیزی کم نداری . تو باید باشی تو زنده ای باید زندگی کنی برای خودت برای دیگران ... به فردا فکر کن فردایی که می توانی خوشبخت باشی و برای دیگران هم خوشبختی به ارمغان بیاوری به مردمی فکر کن که می توانی کمکشان کنی . همین فردا فردای نه چندان دور می توانی دست هزاران بیچاره را بگیری وازبدبختی نجات دهی . ولی نه تنها به فکر دیگران نیستی بلکه به فکر خودت هم نیستی . کمی فکر کن پرواز کن به سوی زندگی انسانهای که تو ازآنها خوشبخت تری ولی آنها ازتو به زندگی امیدوارترند وبه زندگی لبخند می زنند . فکر کن تصمیم بگیر تلاش کن تحرک داشته باش زندگیت رابساز . ازنو شروع کن هیچوقت برای عوض شدن دیرنیست اگر بخواهی می توانی به خداقسم می توانی . زندگی زیباست این ما هستیم که زندگی رابه کام خودمان تلخ می کنیم . آره زندگی زیباست به شرطی که خودمان با خوبیها ومحبتها وگذشتها وتلاشهای و....زیباترش بسازیم . چرا قلبمان را انبار کینه ها و دشمنیها بسازیم حیف نیست . اگر دیگران درکمان نمی کنند ما درکشان کنیم وآنها راببخشیم . چرا زندگی را به کام خودمان تلخ می کنیم این زندگی حق ماست وکسی نمی تواند این حق را ازما بگیرد . آره لیلا ازهمین الان تصمیم بگیر . تنبلی راکنار بگذار . یک انسان واقعی باش صبر داشته باش سختیهارا تحمل کن . هروقت ناامید می شوی به فکر دیگران باش . تو خودت را هیچگاه تنها ندان وجود تو بدون دیگران بی معنی است .توعضوی ازپیکره بزرگ مردمی . زندگی درکنار دیگران زیباست با دیگران درغم وشادی آنان شریک بودن با آنها خندیدن وبه موقع گریستن ... به دیگران کمک کن . ببین آن موقع آنها هم دست تو را درزمان سختی خواهند گرفت آنهاهم کمکت خواهند کرد . هرگز دل کسی رانشکن هرگز ... برق که قطع شده بود آمد . ببین شمع را برای تو گریه کرده ببین نصف وجودش نابود شده تا تو این جملات را نوشته ای برای تو .... تو هم برای دیگران باش برای آنانی که دوستت دارند و آنهای که تو دوستشان داری . اشکهایت را پاک کن ببین قلبت دوباره جان گرفته . تو داری زنده می شوی خاکستر قلبت برباد رفته وبه جای آن قلبی پرازحرارت قرارگرفته این هم اولین آثارش < اشک > آه که چقدرازسوزدل می کاهد . تو جوانی نیرو داری هنوز قوی هستی هنوزوقت داری برای زندگی . خودت را اینقدر پوچ وتهی ندان تو ارزشمندی آره تو ارزش داری به اندازه وجود خودت تو هم می توانی خوب باشی آنقدر خوب که دیگران دوستت داشته باشند . برای چندمین بار می گویم زندگی زیباست پس آن را ازنو شروع کن ..... ۳۰/۹/۶۶ سال آخر دبیرستان لیلی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 23:21 توسط لیلا |
|
|
خداوندا صفائی ده دل دیوانه مارا
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 21:52 توسط لیلا |
|
|
پا برشانه هایت می نهند
به مقصد می رسند اوج می گیرند فراموشت می کنند افسوس هرگز نمی بینند خم شدن شانه هایت را ....... لیلی ۲۱/۹/۸۴ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 22:56 توسط لیلا |
|
|
زندگی بی تو برایم پُرٍ اندوه وغم خاطره هاست خاطراتی شیرین خاطراتی غمگین خاطراتی که دگریک رویاست یاد آن روز دل افزای بهاری اکنون می دواند به رخم قطره زیبای سرشک زندگی بی تو پر ازحرمان است زندگی بی تو پر ازسردیهاست زندگی بی تو برایم پُرٍ ازسختیهاست کاش می شد رخ زیبای تو را تا زمانی که جهان بود درآیینه دل می دیدم بی تو درکلبه ی تنهایی خویش مرغکی غمگینم روز و شب می نالم توئی آن ساقی خوش اندامم بده می تا که جهانی برود ازیادم کاشی می دانستی که وجودم بی تو تهی وغمگین است زندگی بی تو برایم چو زمستان سرداست آه وافسوس که طوفان جدائی سخت است تو بیا ساقی خوش اندامم تو بیا آری اینک تو بیا ........... سه شنبه ساعت ۲ بعد ازظهر ۱۸/۱۰/۶۸ (۱۶سال قبل) لیلی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 22:4 توسط لیلا |
|
|
فریاد زدم تمام انسانیتم را با دانشم عصاره جوانیم وعشقم برتخته ی سیاه کلاس با لبخند ونگفتم هرگز نیمه دیگر من خسته ی حسرت ومحرومیت اشک وشکست وحرمان زخم زبان یاران پشت دراست ره ندارد به کلاس ! چون که باور کردم یک معلم هستم کار من سوختن وساختن است حاصل این همه ایثاروگذشتم انسان ...... لیلی ۸/۹/۸۴ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 22:32 توسط لیلا |
|
|
وقتی زخم های کهنه سر بازمی کنند همچون به جریان افتادن پرونده های راکد وآبرو را به زنجیر می کشند چگونه می توانی واژه گذشت را معنا کنی .... ۸۴/۹/۷ لیلی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 14:48 توسط لیلا |
|
|
با تو تنهایم تنها وبیکس به چه می هراسم ازبی تو بودن نمی دانم هرچه هست میخکوبم می کند و می مانم ....
۸۴/۹/۲ لیلی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 21:30 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کوچه پس کوچه های دل شیارهایی است که غم روی دل حک می کند . بعدازآن این کوچه پس کوچه ها فقط جای خدا ست .....
|
|
RSS
|